0
تمکینتمکین

تمکین چیست؟

تمکین چیست؟

در این مقاله می خواهیم درباره تمکین چیست را طبق نظریه موسسه حقوقی کیانداد توضیح دهیم.

تمکین به معنای انجام وظایف زناشویی است و تمکین زن در عرف و روال به معنی اطاعت زوجه (زن) از خواسته ‌های همسرش است. که به دو دسته تمکین عام و تمکین خاص تقسیم می ‌شود.

تمکین عام

بر اساس ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی پذیرفتن ریاست مرد در خانواده از سوی زن از موارد تمکین (اطاعت) عام محسوب می ‌شود.

همچنین بر اساس ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند زندگی کند مگر آنکه اختیار تعیین منزل در زمان عقد ازدواج به زن داده شده باشد. و حق سکونت زوجه نیز تمکین عام زن از شوهر است.

همچنین تمکین عام، خوش‌رفتاری زن با شوهر خود و اطاعت از خواسته ‌های مشروع وی، همچنین رعایت نظافت و آرایش خود برای همسر (مرد) به گونه ‌ای که مناسب با زمان و مکان و موقعیت و شأن خانوادگی آنان است از موارد تمکین عام می ‌باشد.

* نکته: البته تمکین دو طرفه است و زوج (مرد) نیز به عنوان همسر باید نسبت به خواسته ‌های مشروع زن پاسخ مثبت بدهد.

در واقع تمکین و اطاعت به معنای عام به این معنی است که زن وظایف خود را نسبت به شوهر انجام دهد و از او در حدود قانون و روال اطاعت نماید و ریاست شوهر را در خانواده بپذیرد.

بنابراین اگر مردی از همسرش (زن) توقعات نامشروع یا نامتعارفی داشته باشد، زن مجبور به اطاعت از او نمی ‌باشد.

تمکین خاص

منظور از تمکین خاص رابطه‌ خاص جنسی و زناشویی متعارف است. و ناظر به اطاعت‌پذیری زن از مرد در مسائل جنسی به طور متعارف می ‌باشد.

ارتباط نفقه و خرجی با تمکین از سوی زن

چنانچه زن برای عدم تمکین و اطاعت از خواسته ‌های مشروع شوهر خود عذر موجه و قانونی نداشته باشد و بدون هیچ ‌گونه مانع شرعی (دینی) از انجام وظایف زناشویی خودداری نماید، مستحق دریافت نفقه از سوی شوهر نخواهد بود. در غیر این صورت اگر عدم تمکین و اطاعت زن از شوهر دارای عذر موجه و قانونی باشد عدم تمکین از موارد نشوز و ناسازگاری نمی ‌باشد و در این حالت به وی نفقه و خرجی تعلق می‌گیرد.

خواننده گرامی می توانید برای مشاوره تخصصی درباره تمکین با وکیل طلاق موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

در پایان کاربران عزیز اگر هر گونه سوالی داشته باشید،می توانید از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط باشید.

 

0
مصادیق نشوزمصادیق نشوز

مصادیق نشوز (ناسازگاری) مرد در قانون مدنی

مصادیق نشوز (ناسازگاری) مرد در قانون مدنی

این مقاله اختصاص داده شده است به موضوع مصادیق نشوز که مطابق با نظریه کارشناسان  موسسه حقوقی کیانداد تهیه شده و در اختیار کاربران قرار می گیرد.

مصادیق نشوز (ناسازگاری) مرد

مصادیق نشوز و تخلف مرد در قانون مدنی شامل موارد زیر می ‌باشد:

عدم وفاداری زوج (مرد) به زوجه (زن)

در قانون مدنی هیچ اشاره ‌ای به تکلیف لزوم وفاداری زن و شوهر نشده است، در فرهنگ اسلامی ‌هر گونه ارتباط آزاد بین زن و مرد با افراد دیگر ممنوع و ناپسند است. تا جایی‌که مجازات رابطه نامشروع زن و مرد همسردار با غیر، بسیار سنگین ‌تر است.

این امر نشان ‌دهنده درجه اهمیت وفادرای زن و شوهر پس از ازدواج است و رعایت این مسئله، هم نسبت به اهمیت ایجاد اعتماد و ارتباط سالم بین زوجین (زن و شوهر) و هم نسبت آن با برقراری نظم عمومی ‌و عفت اجتماعی، کاملاً مشهود است. در حقوق کنونی نه تنها رابطه نامشروع زن و شوهر با دیگران جرم محسوب می‌شود، بلکه می‌تواند به لحاظ حقوق خصوصی مستند درخواست زن برای جدایی و جبران خسارت مادی و معنوی از نظر وارد شدن ضرر به آبرو و حیثیت خانوادگی فرد نیز محسوب شود.

بنابراین چنانچه عدم اجرای تکالیف تعیین شده بر عهده شوهر، موجب عسر و حرج (سختی) زن گردد، بر اساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، زوجه می ‌تواند از دادگاه درخواست طلاق و جدایی نماید.

در واقع در صورت سرپیچی مرد از انجام وظیفه قانونی‌ خود در این مورد، این‌گونه نیست که زن بتواند برای تذکر و تنبیه، مقابله به مثل کند و از تمکین و اطاعت زوج (مرد) خارج شود، بلکه ضمانت اجرای تخلف مرد از انجام وظایف زناشویی، بر اساس شروط ضمن عقد می ‌تواند از موارد درخواست طلاق و جدایی از سوی زن باشد.

هرگاه یکی از زوجین (زن و شوهر) تکالیف خود را انجام ندهد، طرف دیگر می ‌تواند به دادگاه مراجعه کرده، درخواست اجبار ممتنع (خودداری کننده) را به انجام آن بخواهد.

همچنین تکلیف شوهر به انفاق (نفقه و خرجی)، از اموری است که هرگاه نتوان شوهر را اجبار به پراخت آن نمود، به ‌وسیله بازداشت اموال او و فروش آنها، می ‌توان آن را دریافت کرد، مگر آنکه قادر به پرداخت آن نباشد.

ولی تکالیف دیگر زوجین قائم به شخص آنان و مبتنی بر محبت و علاقه قلبی است که به وسیله اجبار به انجام آنها مستقیم یا غیرمستقیم، در بسیاری از موارد به نتیجه مورد نظر نمی ‌توان رسید مانند حسن معاشرت و خوش ‌رفتاری، تشیید (استحکام) مبانی خانوادگی، اطاعت زن از شوهر و مانند آنها.

با وجود این، اگر زوج (مرد) با میل قلبی به تکالیف زناشویی اقدام نکند، در این صورت قانون برای ضمانت اجرای آن بر اساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی و شروط ضمن عقد، حق درخواست طلاق به دادگاه بر مبنای عسر و حرج و سختی را در نظر گرفته است.

پرداخت نفقه و خرجی

مهمترین تکلیف مالی شوهر که با نشوز ارتباط دارد، پرداخت نفقه‌ زوجه (زن) می ‌باشد. شوهر ممکن است به دلیل ناتوانی مالی از پرداخت نفقه خودداری نماید و یا با وجود داشتن توانایی مالی به دلایل مختلف از پرداخت نفقه و خرجی زن خودداری نماید. دلیل از پرداخت نفقه خودداری نماید.

زن می ‌تواند در صورت خودداری شوهر از دادن نفقه، به دادگاه مراجعه کند. و دادگاه میزان نفقه و خرجی را تعیین و شوهر را به دادن آن محکوم می ‌کند.

چنانچه زن نتواند شوهر را مجبور به دادن نفقه کند و یا  شوهر در پرداخت نفقه و خرجی ناتوان باشد، زن می ‌تواند بر اساس ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی از دادگاه بخواهد که شوهر را مجبور به طلاق کند تا دادگاه پس از رسیدگی، شوهر را به طلاق مجبور نماید.

همچنین بر اساس ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده، هر کس با داشتن توان مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین (اطاعت) او ندهد یا از پرداخت نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه خودداری نماید، به حبس تعزیری درجه ۶ محکوم می‌ شود. و تعقیب کیفری مشروط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت گذشت او از شکایت در هر زمان، تعقیب جزایی یا اجرای مجازات متوقف می‌گردد.

حسن معاشرت (خوش‌رفتاری)

بر اساس ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی، زوجین (زن و شوهر) باید با هم به خوبی رفتار کنند و به عبارت دیگر حسن معاشرت داشته باشند. از جمله مواردی که می‌ تواند نوعی سوء معاشرت و بدرفتاری با زوجه (زن) محسوب شود، ترک همبستری با زوجه است. مگر در موارد استثناء و با اجازه زن، همچنین وجود عذر موجهی مانند سفری ضروری و…

به طور کلی تمام اموری که از نظر عرف و اجتماع توهین و بی‌احترامی محسوب ‌شود و یا اموری که با تداوم خانواده بر اساس محبت و دوستی طرفینی مخالفت داشته باشد، از موارد سوء‌ معاشرت و بدرفتاری است.

همچنین بر اساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی رها نکردن حرفه‌ و شغلی که با مصالح خانواده یا حیثیت و آبروی زن مخالفت دارد از موارد نشوز و ناسازگاری مرد محسوب شده و نوعی سوء معاشرت و بدرفتاری می ‌باشد.

در صورت وجود سوء معاشرت شوهر، زن می‌تواند بر اساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، درخواست اجبار شوهر را به طلاق و جدایی نماید. زیرا بر اساس این ماده، در صورتی‌که دوام رابطه زوجیت و زناشویی، موجب عسر و حرج (سختی) زوجه (زن) گردد، او تکلیفی به ادامه زندگی ندارد و می‌ تواند با اثبات عسر و حرج و سختی در دادگاه، درخواست طلاق و جدایی نماید.

خودداری مرد از پذیرفتن زوجه (زن) در محل سکونت خود

از دیگر موارد نشوز مرد از نظر قانون که با معاشرت به معروف منافات و مخالفت دارد، عدم تهیه مسکن مشترک از سوی مرد برای خود و همسر است. این مورد می ‌تواند نوعی ترک نفقه نیز محسوب شود زیرا بر اساس ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی، نفقه و خرجی زوجه همه‌ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، پوشاک، غذا، اثاث منزل و هزینه ‌های درمانی و بهداشتی و خدمتکار در صورت عادت یا احتیاج به واسطه‌ نقصان (کمبود) یا بیماری.

شوهری که از پذیرفتن زن در خانه خود خودداری نماید، ملزم و مجبور می ‌شود مسکن دیگری را برای زوجه (زن) تهیه کند، یا اگر مردی کانون خانواده را رها کرده و حاضر به سکونت مشترک نیست، زوجه می ‌تواند به عنوان سوء معاشرت و بدرفتاری و ترک زندگی و همچنین ایجاد عسر و حرج و سختی، درخواست رسیدگی از سوی دادگاه را نماید و بر اساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی درخواست طلاق و جدایی کند.

ترک قسم

از دیگر موارد نشوز مرد، ترک حق قسم است. قانون مدنی در این مورد به روشنی تکلیف نکرده است، اما می ‌توان آن را از مصادیق حسن معاشرت و خوش ‌رفتاری شوهر نسبت به زن دانست.

حسن معاشرت زن و شوهر با یکدیگر، تابع عرف و روال زمان و مکان و با در نظر گرفتن وضعیت آنان است. چنانچه عرف زمان و مکان آن است که شوهر در اتاق زن شب را بگذراند باید در اتاق او باشد و هرگاه عرف و روال جداگانه‌ بودن اتاق آنها را ضروری بداند، کافی است شوهر شب را در منزل بگذراند.

عدم همکاری در تشیید (استحکام) مبانی خانواده و تربیت فرزندان

ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی زن و شوهر را مکلف به معاضدت و همکاری در تشیید و استحکام مبانی خانواده و تربیت فرزند یا فرزندان خود می‌ کند. همکاری در اداره امور منزل، همراهی در زمان نیاز و درماندگی از این موارد است. تعیین حدود این امر با عرف و روال است و در این موارد اگر مرد بی ‌مبالاتی نماید و از کمک و همراهی کوتاهی نماید، به عنوان سوء معاشرت (بدرفتاری) و ایجاد عسر و حرج و سختی، می‌ تواند از مستندات طلاق و جدایی قرار گیرد.

خواننده گرامی می توانید برای مشاوره تخصصی درباره مصادیق نشوز با وکیل طلاق موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

در پایان کاربران عزیز اگر هر گونه سوالی داشته باشید، می توانید از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط باشید.

 

0
اثبات رابطه نامشروعاثبات رابطه نامشروع

اثبات رابطه نامشروع و حق طلاق

اثبات رابطه نامشروع و حق طلاق

در این مقاله می خواهیم درباره اثبات رابطه نامشروع و حق طلاق را طبق نظریه موسسه حقوقی کیانداد توضیح دهیم.

یکی از مواردی که زن می ‌تواند از شوهر خود طلاق بگیرد، اثبات رابطه نامشروع، عسر و حرج (سختی) و یا ازدواج شوهر بدون اجازه زن می ‌باشد.

در صورتی که زن بتواند داشتن رابطه نامشروع از سوی شوهر را ثابت کند، حق طلاق خواهد داشت.

اثبات رابطه نامشروع و ارث

در صورتی که شوهر بتواند رابطه نامشروع همسر (زن) خود را با مرد دیگری اثبات کند، ارتباطی با سهم‌الارث زن نخواهد داشت.

اما در صورت اثبات، داشتن رابطه نامشروع زن با مرد دیگری چنانچه شوهر او فوت کند زن همچنان از شوهر خود ارث خواهد برد.

اثبات رابطه نامشروع و مهریه زن

چنانچه رابطه نامشروع زن با مرد دیگری ثابت شود و شوهر بخواهد زن خود را طلاق دهد با وجود اثبات رابطه نامشروع زن او همچنان حق دریافت مهریه را خواهد داشت و شوهر باید مهریه وی را پرداخت نماید. و به دلیل داشتن رابطه نامشروع حق دریافت مهریه از زن ساقط نمی‌ شود.

اثبات رابطه نامشروع و نفقه (خرجی)

داشتن رابطه‌ نامشروع زن و نفقه‌ او هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارد. یعنی حتی اگر شوهر بتواند رابطه نامشروع همسر خود را اثبات کند، اگر زن بخواهد، می ‌تواند نفقه گذشته خود را از شوهر مطالبه و درخواست نماید و در این صورت شوهر ملزم به پرداخت نفقه و خرجی به زن می ‌گردد. و به دلیل داشتن رابطه نامشروع زن با مرد دیگری حق دریافت نفقه و خرجی از وی ساقط نمی ‌شود.

اثبات رابطه نامشروع و اجرت‌المثل و شرط تنصیف

چنانچه مردی رابطه نامشروع همسر (زن) خود را اثبات کند و بخواهد همسر خود را طلاق بدهد، زن از حقوقی مانند اجرت‌المثل و شرط تنصیف (نصف کردن) دارایی محروم می ‌گردد.

اثبات رابطه نامشروع زن و ازدواج مجدد شوهر

هرگاه مرد بتواند رابطه نامشروع زن و ترک منزل از سوی او را اثبات نماید می ‌تواند از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد و زن دیگر نمی ‌تواند به دلیل ازدواج مجدد شوهر طلاق بگیرد.

خواننده گرامی می توانید برای مشاوره تخصصی درباره اثبات رابطه نامشروع را با وکلای موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

در پایان کاربران عزیز اگر هر گونه سوالی داشته باشید،می توانید از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط باشید.

 

0
طلاق غیابی از طرف زنطلاق غیابی از طرف زن

طلاق غیابی از طرف زن

طلاق غیابی از طرف زن

کارشناسان موسسه حقوقی کیانداد، در این مقاله به بحث و بررسی طلاق غیابی از طرف زن پرداخته اند و نظریه را در اختیار مخاطبان و کاربران قرار داده اند ما را همراه نمایید.

اگر دادخواست طلاق و جدایی از طرف زن باشد و دلیل موجه طلاق را داشته باشد و زوج (مرد) با وجود ابلاغ، در دادگاه حضور نیابد و لایحه نفرستد و برگه‌ ابلاغیه به خود شخص زوج داده نشده باشد، دادگاه رأی طلاق غیابی صادر می‌ کند.

شرایط طلاق غیابی از طرف زن

* هرگاه زوج چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد و هیچ خبری از وی در دست نباشد. در صورتی که زوجه (زن) دادخواست طلاق بدهد دادگاه سه نوبت آگهی در روزنامه‌ های کثیرالانتشار تهران با هزینه‌ خواهان منتشر می ‌کند. که فاصله هر آگهی یک ماه است. پس از گذشت یک سال از اولین آگهی چنانچه خبری از زنده بودن زوج (مرد) نشود دادگاه حکم به مرگ فرضی مرد می ‌دهد.

* یکی دیگر از شرایطی که زن می ‌تواند غیابی طلاق بگیرد عدم پرداخت نفقه و خرجی توسط مرد به مدت شش ماه است، حتی اگر عدم پرداخت نفقه به دلیل تنگدستی باشد. زن می ‌تواند ابتدا برای مطالبه و دادخواست نفقه به دادگاه مراجعه کند و در صورت عدم پرداخت نفقه توسط زوج (مرد) می ‌تواند دادخواست طلاق و جدایی دهد. جز در زمان عدم تمکین و اطاعت زن از شوهر که نفقه ندارد.

* شرط دیگر عسر و حرج و به سختی و مشقت افتادن زن می ‌باشد، زن می‌ تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق و جدایی نماید و دادگاه زوج را مجبور به طلاق می ‌کند و اگر اجبار ممکن نبود در این صورت طلاق از شکل انحصاری بودن آن برای مرد خارج شده و به زن داده می ‌شود و زوجه (زن) به اجازه حاکم شرع (دین) طلاق داده می ‌شود.

عسر و حرج یعنی: سختی و مشقتی که توان و تحمل ادامه‌ زندگی برای زن وجود نداشته باشد. عرف و عادت معیار تعیین کننده‌ عسر و حرج می ‌باشد که با توجه به شرایط روحی و اجتماعی زن و شوهر و محیط و زمان و مکان تعیین می ‌شود.

* طبق ماده ۱۱۱۹ قانونی مدنی: طرفین (زن و مرد) عقد ازدواج می ‌توانند هر شرطی که مخالف با اقتضای (ضرورت) عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنماید. یعنی طرفین می ‌توانند هر شرطی را که نامشروع و غیرقانونی نبوده و با شالوده و اساس و ذات عقد ازدواج در تعارض و مخالفت نباشد را در عقد نکاح (ازدواج) شرط کنند.

چنانچه مرد هر یک از موارد شروط ضمن عقد یا همه آن را پذیرفته باشد در صورت تخلف از هر کدام به زن حق می ‌دهد که دادخواست طلاق بدهد.

البته امکان دارد پس از درج این شروط در ضمن عقد، هرگاه مرد از آن عدول (برگشتن) نماید، زن حق تقاضای طلاق و جدایی دارد.

نکته: در مورد حق طلاق زن فقط ضمن عقد نکاح و ازدواج یا در قراردادی مستقل می ‌تواند از همسر خود وکالت در طلاق بگیرد که در این صورت زن وکیل شوهر خود برای اجرای طلاق می ‌شود. و بدون حضور شوهر در دفتر ثبت طلاق، خودش وکیل شوهر می ‌شود که این امر نیازمند رأی دادگاه است.

خواننده گرامی می توانید جهت مشاوره تخصصی درباره طلاق غیابی از طرف زن با وکلای مجرب طلاق در موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

یا از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط بوده و تماس حاصل فرمایید.

0
حقوق مالی زنحقوق مالی زن

حقوق مالی زن در طلاق غیابی

حقوق مالی زن در طلاق غیابی

این مقاله اختصاص داده شده به موضوع حقوق مالی زن که زیر نظر کارشناسان در موسسه حقوقی کیانداد ، زیر نظر کارشناسان حقوق بحث و بررسی شده را در اختیار مخاطبان و کاربران قرار دهیم ما را همراه نمایید.

حقوق مالی زن در طلاق غیابی به درخواست مرد

اگر طلاق غیابی به درخواست مرد انجام شود ثبت آن در محضر مشروط به پرداخت حقوق مالی زن از طرف مرد می‌باشد و این موضوع در رأی دادگاه ثبت می‌‌شود. حقوق مالی زن عبارت است از:

* مهریه

* اجرت‌المثل ایام زوجیت و زناشویی

* نفقه و خرجی ایام عده

* نفقه معوقه و گذشته (چنانچه زن شرایط مطالبه و درخواست داشته باشد و آن را مطالبه کند).

* شرط تنصیف و نصف شدن اموال درج شده در عقدنامه (به شرایط امضا و وجود شرایطش)

در صورتی که مرد معسر و تهی‌دست باشد و توان پرداخت یکجای حقوق مالی زوجه (زن) را نداشته باشد می‌تواند پس از صدور گواهی عدم امکان سازش، درخواست اعسار و ناتوانی از پرداخت حقوق مالی را مطرح کند و دادگاه با توجه به وضعیت معیشتی و زندگی مرد تصمیم‌گیری می‌نماید. و جاری نمودن صیغه طلاق و جدایی در این گونه موارد، منوط و مشروط به پرداخت پیش پرداخت قسط حکم اعسار توسط زوج می‌باشد.

عده‌ی طلاق در طلاق غیابی

طبق ماده ۱۱۵۶ قانون مدنی: «زنی که شوهر او غایب مفقود‌الاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد، باید از تاریخ طلاق (جدایی) عده وفات نگاه دارد». مدت زمان عده وفات چهار ماه و ده روز می‌باشد.

همچنین بر اساس ماده ۱۰۳۰ قانون مدنی اگر شوهر غایب قبل از انقضاء و تمام شدن مدت عده بازگردد. حق رجوع و بازگشت به همسر (زن) خود را دارد ولی اگر مراجعه شوهر بعد از اتمام ایام عده زن باشد برای مرد حق رجوع و بازگشت وجود ندارد.

 حقوق مالی زن در طلاق غیابی به درخواست زوجه

آیا در طلاق غیابی از طرف زوجه (زن) مهریه، نفقه (خرجی) و اجرت‌المثل به وی تعلق می‌گیرد؟

بله مهریه دِین و بدهی است که بر گردن مرد می‌باشد و تحت هر شرایطی باید مهریه به زن پرداخت شود حتی بعد از طلاق غیابی. و زن می‌تواند برای مطالبه و درخواست مهریه‌ی خود اقدام نماید و می‌تواند مالی از زوج را معرفی و توقیف نماید.

در این صورت بعد از طلاق نیز زوجه می‌تواند در هر زمان با معرفی زوج (مرد) یا اموال وی آنها را توقیف کرده و مهریه خود را مطالبه نماید.

همچنین در طلاق غیابی به درخواست زن وی می‌تواند دیگر حقوق مالی خود از جمله اجرت‌المثل ایام زوجیت (زناشویی) و نفقه و خرجی را دریافت نماید.

خواننده گرامی می توانید جهت مشاوره تخصصی درباره حقوق مالی زن با وکلیل طلاق در موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

یا از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط بوده و تماس حاصل فرمایید.

0
واخواهی از حکم غیابی طلاقواخواهی از حکم غیابی طلاق

واخواهی از حکم غیابی طلاق چگونه است

واخواهی از حکم غیابی طلاق چگونه است؟

کارشناسان موسسه حقوقی کیانداد ، موضوع واخواهی از حکم غیابی طلاق را بحث و بررسی شده و در اختیار مخاطبان و کاربران قرار می دهیم ما را همراه نمایید.

واخواهی از حکم غیابی طلاق

واخواهی و اعتراض یک حق قانونی برای محکوم علیه است. در صورتی که حکم غیابی ابلاغ واقعی به محکوم علیه غایب نشده باشد و وی مدعی عدم اطلاع و آگاهی نداشتن از مفاد رأی صادره باشد می‌تواند دادخواست واخواهی و اعتراض به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم کند دادگاه موظف است خارج از نوبت در این مورد رسیدگی کند.

در صورت صدور قرار قبول دادخواست، چنانچه حکم طلاق و جدایی اجرا نشده باشد، قرار مذکور مانع اجرای حکم خواهد بود و اگر حکم طلاق اجرا شده باشد دادگاه پس از رسیدگی به دلایل واخواهی چنانچه اعتراض واخواه و معترض را وارد تشخیص دهد به دو صورت عمل می‌شود:

۱- چون حکم به صورت غیابی، اجرا و صیغه طلاق جاری شده و واقعه طلاق در دفتر طلاق ثبت شده است. دادگاه باید ضمن نقض و شکستن حکم معترض عنه (حکم طلاق)، حکم به ابطال وقوع طلاق جاری و ثبت شده صادر کند و حکم صادره نیز باید پس از قطعیت به دفتر طلاق جهت اجرا ارسال شود.

۲- صیغه شرعی طلاق جاری شده و واقعه‌ی طلاق ثبت شده است، لذا دادگاه در صورت نداشتن اعتراض واخواه و معترض صرفاً باید نسبت به نقض (شکستن) دادنامه معترض عنه اقدام کند و ابطال واقعه طلاق که رسماً در دفتر طلاق به ثبت رسیده مشروط به دادن دادخواست جداگانه است.

پرسش، پاسخ‌هایی در مورد طلاق غیابی

سوال ۱: نفقه معوقه و گذشته بعد از طلاق غیابی به چه صورت است؟

جواب: در صورت مطالبه و درخواست نفقه و خرجی گذشته‌ی زن و عدم پرداخت نفقه و عدم معرفی مال و همچنین عدم تقدیم دادخواست و پذیرش اعسار و ناتوانی از پرداخت نفقه از سوی مرد، برای او برگ جلب صادر می‌گردد.

سوال ۲: وقتی حکم طلاق غیابی صادر شد آیا برای خواندن صیغه طلاق در محضر آزمایش عدم بارداری برای محضر لازم است؟

جواب: بله، گواهی عدم بارداری برای محضر الزامی می‌باشد.

سوال ۳: اگر مردی به همسرش وکالت غیابی برای طلاق داده باشد ولی همسرش اقدامی نکرده است آیا مرد می‌تواند ازدواج مجدد کند؟

جواب: اگر همسر (زن) از وکالت استفاده نموده و طلاق گرفته باشد بله زوج (مرد) می‌تواند مجدداً ازدواج کند اما در غیر این صورت بهتر است زوج دادخواست الزام (اجبار) به تمکین و اطاعت بدهد و چنانچه زوجه (زن) حاضر به تمکین و اطاعت نشد دادخواست ازدواج مجدد بدهد.

مخاطبان گرامی می توانید جهت مشاوره به صورت تخصصی درباره واخواهی از حکم غیابی طلاق با وکلای مجرب طلاق در موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

یا از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط بوده و تماس حاصل فرمایید.

0
نفقه زننفقه زن

نفقه زن در ایام عده

نفقه زن در ایام عده چگونه است؟

حال در این مقاله به موضوع نفقه زن که زیر نظر کارشناسان موسسه حقوقی کیانداد ، بررسی شده می پردازیم و در اختیار مخاطبان و کاربران قرار می گیرد.

در شرع و دین بعد از طلاق و جدایی دیگر به زن نفقه و خرجی تعلق نمی‌ گیرد مگر در بعضی موارد که حتی بعد از طلاق او مستحق دریافت نفقه است.

نفقه بعد از طلاق زوجین (زن و شوهر) چگونه است؟

ادامه مطلب …
0
رابطه نفقه و زوجیترابطه نفقه و زوجیت

رابطه نفقه و زوجیت (زناشویی)

رابطه نفقه و زوجیت (زناشویی)

این مقاله در خصوص رابطه نفقه و زوجیت که زیر نظر کارشناسان موسسه حقوقی کیانداد ، گردآوری شده است، را در اختیار مخاطبان و کاربران قرار می دهیم ما را همراهی کنید.

رابطه نفقه و زوجیت

بر اساس ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی همین که نکاح و ازدواج به طور صحت و درستی واقع شد روابط زوجیت و زناشویی بین طرفین (زن و مرد) موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل یکدیگر برقرار می ‌شود. یکی از تکالیف اختصاصی زوج (مرد) در مقابل زوجه (زن) نفقه و خرجی است.

نفقه زوجه (زن) در عقد دائم تکلیف زوجه (مرد) می ‌باشد.

نفقه زوجه طبق شرع و دین مقدس اسلام بر عهده شوهر است و اگر زن دارای استقلال مالی باشد و در صورت تمکن و دارایی زوجه (زن) نیز از نفقه محروم نخواهد بود. یعنی نظر بر این دارند چون ریاست خانواده بر عهده مرد است، تکلیف وی به پرداخت نفقه نیز از توابع این ریاست است.

بر طبق مواد ۱۱۰۶، ۱۱۰۷ و ۱۱۰۸ قانون مدنی در عقد دائم نفقه زوجه بر عهده شوهر می ‌باشد و چنانچه شوهر از پرداخت آن امتناع و خودداری نماید، زن می ‌تواند از طریق ضمانت اجرای حقوقی و کیفری طبق قانون آن را مطالبه و درخواست نماید.

* در عقد منقطع (عقد موقت) و صیغه ماهیت نفقه، قراردادی است بنابراین در صورتی، مرد ملزم به پرداخت نفقه و خرجی است که شرط شده باشد یا عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.

ویژگی ‌های نفقه زن

* دریافت نفقه در عقد دائم مشروط به تمکین و اطاعت زن از شوهر است مگر اینکه زوجه (زن) در عدم تمکین و اطاعت عذر شرعی داشته باشد.

* زن می‌ تواند نفقه زمان گذشته خود را نیز مطالبه و درخواست نماید.

* پرداخت نفقه به زوجه (زن) مشروط به فقر زن نیست و در صورت شاغل بودن و تمکن مالی و دارایی این حق از وی ساقط نمی ‌شود.

* پرداخت نفقه و خرجی توسط مرد ارتباطی به توانایی مالی مرد ندارد یعنی دارایی مرد شرط نیست و بر اساس قانون در تعیین مقدار نفقه و خرجی زن وضعیت اقتصادی شوهر در نظر گرفته نمی‌ شود و در پرداخت نفقه زوجه (زن)، رعایت وضعیت و شئون اجتماعی و خانوادگی زن در کیفیت نفقه او مؤثر است.

* پرداخت نفقه به زوجه در ایران تنها وظیفه مرد است. تکلیف در خصوص الزام و اجبار از جانب زن وجود ندارد.

* نفقه زوجه دِین و بدهی ممتاز است. و بر سایر طلبکاران ترجیح و برتری دارد.

* مطالبه نفقه زن از دو روش امکان‌پذیر می‌ باشد زوجه هم می ‌تواند دادخواست حقوقی مطالبه و درخواست نفقه را ارائه کند و هم می ‌تواند مطابق ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی از مرد به جرم ترک انفاق و ندادن نفقه و خرجی شکایت کند.

نفقه فرزند

در مرحله اول این تکلیف بر عهده پدر می ‌باشد در صورت فوت یا عدم استطاعت و توانایی مالی وی، پرداخت نفقه و خرجی بر عهده اجداد پدری است. در صورت فقدان و نبودن اجداد پدری یا عدم تمکن و دارایی ایشان مادر فرزند ملزم و مجبور به پرداخت نفقه می ‌شود و در صورت فوت و درگذشت یا عدم بضاعت و توانایی مالی وی انجام تکلیف قانونی پرداخت نفقه بر عهده اجداد و جدات مادری و پدری مجموعاً و به تساوی می ‌باشد.

به عبارتی دیگر در صورت تعدد آنان در یک درجه مساوی و با وجود برخورداری از شرایط ضروری برای پرداخت نفقه هر یک نسبت به سهم خود ملزم و مجبور به پرداخت نفقه و خرجی می‌ گردند.

خواننده گرامی می توانید جهت مشاوره تخصصی درباره رابطه نفقه و زوجیت با وکالت پرونده طلاق در موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

یا از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط بوده و تماس حاصل فرمایید.

 

 

0
عدم تعلق نفقه زنعدم تعلق نفقه زن

در چه مواردی به زن نفقه تعلق نمی‌ گیرد

در چه مواردی به زن نفقه تعلق نمی‌ گیرد؟

این مقاله در خصوص رابطه عدم تعلق نفقه زن که زیر نظر کارشناسان موسسه حقوقی کیانداد ، گردآوری شده است، را در اختیار مخاطبان و کاربران قرار می دهیم ما را همراهی کنید.

خانواده به عنوان اصلی‌ترین نهاد جامعه همواره از جهات مختلفی مورد توجه فقها و حقوقدانان بوده. یکی از راه ‌های استحکام بخشیدن به بینان خانواده، شناختن و عمل کردن به وظایفی است که خداوند بر عهده اعضای خانواده به خصوص زوجین (زن و شوهر) قرار داده و هر یک باید در انجام وظایف خود کوشش نمایند.

به این ترتیب هر یک از زن و مرد وظایفی در مقابل یکدیگر دارند. خداوند متعال وظیفه پرداخت نفقه و خرجی زن و تأمین هزینه و نیازهای زندگی او را در عقد دائم بر عهده مرد گذاشته است.

عدم تعلق نفقه زن

در چند مورد پرداخت نفقه زن از وظیفه شوهر برداشته می ‌شود که این موارد عبارتند از:

۱- نشوز و ناسازگاری زن

۲- عقد موقت یا صیغه

۳- فوت و درگذشت مرد

۴- طلاق بائن

ازدواج دائمی و تمکین و اطاعت زن از شوهر از شرایط واجب نفقه است. طبق ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی: «در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است» در ازدواج دائمی به محض تمکین، زن مستحق دریافت نفقه و خرجی است.

تمکین به دو نوع عام و خاص تقسیم می شود.

تمکین عام: اطاعت زن در تمام امور کلی زندگی است.

تمکین خاص: اطاعت از نیازهای غریزی مرد از جانب زن است.

ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی در این رابطه تصریح می ‌کند: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت (زناشویی) امتناع (خودداری) کند، مستحق نفقه نخواهد بود.

نشوز و ناسازگار

نشوز یعنی سرکشی و نافرمانی زن ازشوهر و هنگامی که زن از وظایف خود در برابر شوهر سر باز زند، حق نفقه و خرجی از وی ساقط و زایل می ‌شود.

ترک منزل از ناحیه زوجه (زن) و تعلیق نفقه

زوج (مرد) وظیفه دارد که در حد توانش منزلی مستقل و متناسب با شئونات زوجه (زن) فراهم کند، اگر این منزل از جنبه شئونات اجتماعی مطابق حال زن باشد ولی به سر بردن در آن منزل موجب شود که احتمال ضرر و زیان شرافتی یا بدنی و آزار و اذیت زوجه (زن) برود، خروج از منزل نشوز و ناسازگاری و عدم اطاعت محسوب نمی ‌شود و نفقه تا زمان برطرف شدن مشکل به وی تعلق می‌ گیرد. در غیر این صورت نفقه به زن تعلق نمی ‌گیرد.

چنانچه پیامبر اکرم(ص) می‌ فرمایند: «زنی که بدون اجازه شوهرش از منزل خارج گردد، نفقه و خرجی او بر شوهر واجب نیست تا برگردد».

نفقه در مدت عقد و قبل از ازدواج

در مدت فاصل میان عقد و انجام ازدواج، نفقه ‌ای به زن تعلق نمی ‌گیرد، مگر اینکه زن برای شروع به زندگی اعلام آمادگی کرده باشد ولی مرد از بردن همسرش خودداری کند که در این صورت به زن نفقه تعلق می ‌گیرد.

نفقه در عقد موقت و صیغه

در عقد موقت به زن نفقه تعلق نمی‌گیرد مگر در صورتی که حین عقد شرط شده یا عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.

نفقه بعد از طلاق و جدایی

نفقه زن در طلاق رجعی که مرد در ایام عده حق رجوع و بازگشت به زن را دارد، به عهده شوهر است مگر اینکه جدایی در حال نشوز و ناسازگاری واقع شده باشد. ولی اگر عده از جهت فسخ و ابطال نکاح و ازدواج یا طلاق بائن باشد نفقه و خرجی به زن تعلق نمی‌گیرد زیرا رابطه زوجیت و زناشویی کاملاً قطع می‌ شود، مگر در صورت بارداری تا زمان زایمان، حق نفقه خواهد داشت.

خواننده گرامی می توانید جهت مشاوره تخصصی درباره عدم تعلق نفقه زن با وکیل طلاق در تهران در موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

یا از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط بوده و تماس حاصل فرمایید.

0
طلاق غیابیطلاق غیابی

طلاق غیابی چیست

طلاق غیابی چیست؟

این مقاله در خصوص طلاق غیابی که زیر نظر کارشناسان موسسه حقوقی کیانداد ، گردآوری شده است، را در اختیار مخاطبان و کاربران قرار می دهیم ما را همراهی کنید.

اگر دادخواستی علیه شخصی داده شود و خوانده دعوا که دادخواست علیه او ارائه شده است ابلاغیه زمان رسیدگی دادگاه را به شخصه تحویل نگرفته باشد یعنی طبق ماده ۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی به او ابلاغ نشده باشد و یا اینکه در جلسات دادگاه حاضر نشود و لایحه نیز نداده باشد در صورت محکوم شدن او رأی غیابی صادر می ‌شود.

در خواسته طلاق نیز به همین صورت عمل می ‌شود اگر در وقت رسیدگی به خوانده (زن یا مرد) ابلاغ واقعی نشده باشد و خوانده در دادگاه حضور نیابد و لایحه نداده باشد در فرض محکومیت، طلاق غیابی است.

با توجه به اینکه خواهان طلاق و خواسته طلاق از طرف زن باشد یا طلاق از طرف مرد باشد به بیان شرایط طلاق غیابی از طرف هر یک از زوجین (زن و شوهر) می ‌پردازیم.

رأی طلاق غیابی چیست؟

رأی غیابی رأیی است که خوانده‌ِی دعوی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و امکان دفاع نیز پیدا نکرده است و ابلاغ به خوانده ارسال نشده و لایحه یا وکیل معرفی ننموده است در این صورت رأی غیابی است. رأی غیابی تا مدت ۲۰ روز در همان شعبه بدوی و ابتدایی قابل اعتراض است که به آن واخواهی گفته می ‌شوند.

شرایط طلاق غیابی از طرف مرد

طبق قانون حق طلاق و جدایی با مرد است و چه زن در دادگاه حاضر باشد چه نباشد حکم در مورد به طلاق صادر می‌شود. اما اگر زن در دادگاه حضوز نیابد و لایحه ندهد رأی صادر شده در مورد طلاق، غیابی می ‌شود و زن در مهلت ۲۰ روز حق واخواهی دارد.

با درخواست مرد امکان صدور رأی طلاق وجود دارد اما برای ثبت طلاق مرد باید حق و حقوق مالی زن را بپردازد. و این موضوع در رأی دادگاه درج (ثبت) می‌شود. حقوق مالی زن عبارت است از:

* مهریه

* اجرت‌المثل ایام زوجیت و زناشویی

* نفقه و خرجی ایام عده

* نفقه معوقه و گذشته (چنانچه زن شرایط مطالبه و درخواست داشته باشد و آن را مطالبه کند).

* شرط تنصیف و نصف شدن اموال درج شده در عقدنامه (به شرایط امضا و وجود شرایطش)

مرد برای درخواست طلاق و جدایی نیازی به ارائه دلایل موجهی برای طلاق ندارد و هر زمان که بخواهد می‌ تواند برای طلاق دادن زوجه اقدام نماید.

در صورتی که مرد معسر و تهی‌دست باشد و توان پرداخت یکجای حقوق مالی زوجه (زن) را نداشته باشد می‌ تواند پس از صدور گواهی عدم امکان سازش، درخواست اعسار و ناتوانی از پرداخت حقوق مالی را مطرح کند و دادگاه با توجه به وضعیت معیشتی و زندگی مرد تصمیم‌گیری می ‌نماید. و جاری نمودن صیغه طلاق و جدایی در این گونه موارد، منوط و مشروط به پرداخت پیش پرداخت قسط حکم اعسار توسط زوج می ‌باشد.

خواننده گرامی می توانید جهت مشاوره تخصصی درباره طلاق غیابی با وکیل طلاق در موسسه حقوقی کیانداد مشاوره نمایید.

یا از طریق تماس با ما یا صفحه پرسش و پاسخ با وکلای تهران و شهرستانها در ارتباط بوده و تماس حاصل فرمایید.

۱ ۲ ۳
طراحی سایت و سئو سیبل