0

مرور زمان در جرم کلاهبرداری ثبتی

نظریه مشورتی شماره ۱۵۱۰/۹۲/۷ مورخ ۱۲/۸/۹۲

در مقاله قبل در مورد نظریه مشورتی شماره ۱۵۱۰/۹۲/۷ با موضوع مرور زمان در جرم کلاهبرداری توضیح دادیم .

در این مطلب به ادامه این موضوع می‌پردازیم.

مرور زمان در جرم کلاهبرداری ثبتی

۳- مواد ۸۳ و ۶۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ که در پرسش به آنها اشاره شده دلالتی بر نسخ و ابطال ماده ۹ قانون شورای حل اختلاف مصوب ۱۸/۴/۱۳۸۷ ندارد، زیرا طبق ماده ۹ قانون شورای حل اختلاف که در مبحث چهارم یعنی صلاحیت شورای حل اختلاف آمده است، شورای حل اختلاف به جرائم بازدارنده و اقدامات تأمینی و تربیتی که مجازات آنها حداکثر تا سه ماه حبس یا جزای نقدی تا سی میلیون ریال می‌باشد رسیدگی خواهد نمود و در این موارد نیز با توجه به صراحت و وضوح تبصره همین ماده،‌ شورای حل اختلاف مجاز به صدور حکم حبس نمی‌باشد، بلکه باید آن را به جزای نقدی که حداکثر آن از آنچه در آن ماده ذکر شده تجاوز نکند،‌ تبدیل نماید.

سؤال

الف) از آنجایی که در ماده ۳۶ هم جرم کلاهبرداری آمده و هم مبلغ بیش از یک میلیارد ریال آیا کلاهبرداری کمتر از یک میلیارد ریال مشمول مرور زمان است؟

ب) با عنایت به اینکه جرائم دیگری به موجب قوانین خاص در حکم کلاهبرداری هستند، صورت‌های خاص کلاهبرداری یا از نظر مجازات مستوجب مجازات کلاهبرداری هستند، از جمله ماده ۹ قانون تصدیق انحصار وراثت در برخی موارد جنبه منفی دارایی مورث (ارث گذارنده) بیش از جنبه مثبت آن است، در نتیجه ممکن است برخی از آنها مصداق و نمونه‌ی جرائم اقتصادی نباشد، آیا به موجب بند ب ماده ۱۰۹ قانون مجازات اسلامی مشمول مرور زمان هستند؟

ج) با توجه به اینکه جرم انتقال مال غیر به عنوان یکی از صورت‌های خاص کلاهبرداری از طریق معاوضه مال بدون درج ثمن و قیمت معامله که سال‌ها قبل تحقیق یافته و اکنون کشف می‌گردد، یا شاکی شکایت می‌کند از آنجایی که در جرم انتقال مال غیر هم انتقال گیرنده و هم انتقال دهنده شریک در جرم هستند از آنجایی که ملک هم اکنون موجود و در تصرف انتقال گیرنده است، آیا ملاک مبلغ زمان انتقال است یا ملک موجود با ارزش فعلی؟

۲- جایگزین تبصره۲ ماده ۲۶۹ قانون مجازات اسلامی سابق قاعدتاً باید مواد ۴۰۱-۳۸۶ و ۴۴۷ باشد، چون ماده اخیر به ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات ارجاع (واگذار) داده‌اند، اگر جراحاتی مشمول صدمات ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات با شرایط تبصره آن نباشد، تکلیف جنبه عمومی جرم چیست؟

۳- با توجه به ماده ۹ قانون شورای حل اختلاف و مواد ۸۳ و ۶۵ قانون مجازات اسلامی سال ۹۲ که در مورد حبس سه ماه از لفظ دادگاه استفاده شده آیا ماده ۹ قانون شورای حل اختلاف نسخ و ابطال ضمنی شده است.

 

0
هیأت حل اختلافهیأت حل اختلاف

هیأت حل اختلاف کارفرما و کارگر

هیأت حل اختلاف کارفرما و کارگر

بر اساس ماده ۱۵۹ قانون کار در صورتی که هر یک از کارگر یا کارفرما به رأی هیأت تشخیص اعتراض داشته باشند، می‌توانند اعتراض خود را در هیأت حل اختلاف استان مطرح نمایند. همچنین در صورت لزوم و تعدد پرونده‌ها می‌توان چندین شعبه حل اختلاف در سطح استان تشکیل داد.

اعضای هیأت حل اختلاف کارفرما و کارگر

بر اساس ماده ۱۶۰ قانون کار، اعضای هیأت حل‌اختلاف عبارتند از:

  1. سه نفر نماینده کارگران به انتخاب کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان یا کانون انجمن‌های صنفی (شغلی)‌کارگران و یا مجمع نمایندگان کارگران واحدهای منطقه
  2. سه نفر نماینده کارفرمایان به انتخاب مدیران واحدهای منطقه
  3. سه نفر نماینده کارفرمایان به‌انتخاب مدیران واحدهای منطقه
  4. سه نفر نماینده دولت (‌مدیر کل کار و امور اجتماعی، فرماندار و رئیس دادگستری محل و یا نمایندگان آنها) برای‌ مدت ۲ سال تشکیل می‌شود.

وظایف هیأت‌های حل اختلاف

  1. رسیدگی و بررسی اعتراضات و تجدیدنظرخواهی‌هایی که در مهلت قانونی حداکثر ۱۵ روز پس از ابلاغ رأی بدوی (نخستین) تعیین شده در مورد آرا و تصمیمات هیأت‌های تشخیص در هیأت حل اختلاف مطرح شده است.
  2. رسیدگی به درخواست کتبی بیمه شده بیکار مبنی بر دارا بودن عذر موجه قانونی در مورد عدم اعلام بیکاری به اداره کار و امور اجتماعی در چارچوب زمان تعیین شده در قانون کار.
  3. رسیدگی به اعتراضات در مورد نحوه طبقه‌بندی مشاغل.

تشکیل جلسه رسیدگی توسط هیأت‌های حل اختلاف کارفرما و کارگر

اصولاً جلسات با حضور ۷ تن از اعضای هیأت حل اختلاف رسمیت یافته و آرایی که دارای اکثریت رأی ۵ تن از اعضا باشد، دارای اعتبار قانونی است.

هیأت‌های حل اختلاف به صورت کتبی از کارگر و کارفرما برای حضور در جلسه دعوت می‌نماید، همچنین عدم حضور طرفین (کارفرما و کارگر) مانع رسیدگی نخواهد بود مگر موضوع به گونه‌ای باشد که حضور طرفین جهت رسیدگی ضروری باشد که در این صورت هیأت حل اختلاف برای یک بار، وقت جلسه را تجدید و زمان دیگری را برای رسیدگی تعیین می‌کند.

اگر طرفین یا یکی از آنها در جلسه بعدی هم حاضر نشوند، در این صورت هیأت با توجه به محتویات پرونده رأی لازم را صادر می‌نماید.

مهلت رسیدگی پرونده در هیأت حل اختلاف

مهلت رسیدگی هیأت حل اختلاف به پرونده‌ها حداکثر ظرف مدت یک ماه خواهد بود و رأی صادره از هیأت حل‌اختلاف قطعی و لازم‌الاجرا است.

اجرای رأی صادره از هیأت حل اختلاف

آرای صادره از هیأت حل اختلاف و هیأت تشخیص که قطعی شود، بر اساس ماده ۱۶۶ قانون کار، توسط اجرای احکام دادگستری به مرحله اجرا گذاشته می‌شود و مانند رأی صادره از محاکم قضایی دارای اعتبار است.

 

0
اختلاف کارفرما و کارگراختلاف کارفرما و کارگر

مراجع حل اختلاف کارفرما و کارگر

مراجع حل اختلاف کارفرما و کارگر

هیأت تشخیص حل اختلاف کاری

اختلاف کارفرما و کارگر بر اساس ماده ۱۵۷ قانون کار در صورتی که کارگر و کارفرما از طریق شورای اسلامی کار یا انجمن صنفی نتوانند سازش کنند، در این صورت موضوع به هیأت تشخیص ارجاع (واگذار) می‌شود.

در شهرهای کوچک‌تر معمولاً یک شعبه تشخیص و در شهرهای بزرگتر چند هیأت تشخیص تشکیل می‌شود تا به اختلافات کارگر و کارفرما رسیدگی کند. هیأت تشخیص با دعوت از کارگر و نماینده کارفرما به اختلاف رسیدگی و در هر مورد اقدام به صدور حکم مناسب می‌نماید.

اعتراض به رأی صادره از سوی هیأت تشخیص

کارگر و کارفرما ۱۵ روز فرصت دارند تا از حکم صادره به هیأت حل اختلاف استان اعتراض نمایند. اما اگر بعد از گذشت ۱۵ روز اعتراضی به رأی صادره نداشته باشند، این رأی قطعی و لازم‌الاجرا محسوب می‌شود.

وظایف و اختیارات هیأت تشخیص

  1. رسیدگی و تصمیم‌گیری در مورد هر گونه اختلاف فردی بین کارفرما و کارگر یا کارآموز که ناشی از اجرای مقررات قانون کار، قرارداد یا کارآموزی و موافقت‌نامه‌های کارگاهی است.
  2. رسیدگی به اختلافات ناشی از قراردادهای کار که برای مدت موقت یا برای انجام کار معین بسته شده باشد.
  3. هرگاه کارگر در انجام وظایف واگذار شده به وی کوتاهی نماید، یا آیین‌نامه‌های انضباطی کارگاه را پس از تذکرات کتبی نقض (عهدشکنی)کند، کارفرما حق دارد در صورت اعلام نظر مثبت شورای اسلامی کار (در صورت عدم وجود این شورا، نظر انجمن صنفی) علاوه بر مطالبات (طلب‌ها) و حقوق عقب افتاده به نسبت هر سال سابقه کار معادل یک ماه آخرین حقوق کارگر به عنوان حق سنوات به وی پرداخته و قرارداد کار را فسخ کند و بر هم زند.

چنانچه مسأله با توافق حل نشد به هیأت تشخیص واگذار خواهد شد. در مدت رسیدگی مرجع حل اختلاف، قرارداد کار به حالت تعلیق در می‌آید.

چنانچه کارگاه مشمول شورای اسلامی کار نبوده یا شورای اسلامی کار یا انجمن صنفی در آن تشکیل نشده باشد، اعلام نظر مثبت هیأت تشخیص در فسخ و بر هم زدن قرارداد کار الزامی می‌باشد.

0
دادستان شهرستاندادستان شهرستان

وظایف و اختیارات دادستان شهرستان به عنوان جانشین دادستان منصوب

وظایف و اختیارات دادستان‌ شهرستان‌ به عنوان جانشین دادستان منصوب

بر اساس ماده ۲۶ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، دادستان شهرستان به عنوان جانشین دادستان منصوب، کلیه مسئولیت‌های قضایی و اداری دادسرای ویژه روحانیت، از جمله موارد زیر را بر عهده دارد:

الف) تعقیب متهمین

ب) صدور احکام دستگیری و تفتیش (بازرسی)، (اجرای این وظیفه بر اساس تبصره این ماده فقط در اختیار دادستان و در غیاب وی جانشین او می‌باشد).

ج) ارجاع و واگذاری پرونده به شعب دادسرای ویژه روحانیت و نظارت بر جریان پیگیری و اظهارنظر در مورد کلیه قرارها

د) صدور کیفرخواست

ه) اجرای احکام دادگاه

و) صدور قرار تعلیق (تأخیر) تعقیب در جرائم خفیف و یا امور خلاف شأن (جایگاه). (اجرای این وظیفه بر اساس تبصره این ماده فقط در اختیار دادستان و در غیاب وی جانشین او می‌باشد).

  • نکته ۱: همچنین بر اساس تبصره این ماده، دادستان شهرستان موظف به اجرای دستورات قضایی و اداری صادره از سوی دادستان منصوب می‌باشد.
  • نکته ۲: بر اساس تبصره ماده ۲۶ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، در امور مهم دادستان شهرستان موظف است قبل از اقدام به دستگیری یا احضار (فراخواندن) یا اجرای حکم دادگاه موضوع را به اطلاع دادستان منصوب برساند.

جانشین دادستان دادسرای ویژه روحانیت

بر اساس ماده ۲۷ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، در غیاب دادستان دادسرای ویژه روحانیت، یکی از دادیاران با انتخاب وی به عنوان جانشین، وظایف دادستان را انجام خواهد داد.

عدم همکاری با دادستان ویژه و دادیاران در انجام تحقیقات

بر اساس ماده ۲۸ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، دادستان ویژه و دادیاران می‌توانند برای کشف جرم، تحقیقات لازم را انجام دهند و کلیه ارگان‌ها، نهادها، سازمان‌های دولتی و اشخاص حقیقی وحقوقی موظفند کلیه اسناد و مدارک لازم را در اختیار دادسرا قرار دهند.

کسانی که همکاری لازم را به عمل نیاورند به عنوان عدم اجرای دستور مقام قضایی تحت تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت.

 

0
دوره کاراموزیدوره کاراموزی

وظایف کارگر در زمان دوره کاراموزی

وظایف کارگر در زمان کارآموزی

بر اساس ماده ۱۱۴ قانون کار، کارگری که مطابق تبصره ۱ ماده ۱۱۲ برای دوره کاراموزی در یکی از مراکز کارآموزی پذیرفته می‌شود  مکلف است:

الف) تا پایان مدت تعیین شده، به کارآموزی بپردازد و به طور منظم در برنامه‌های کارآموزی شرکت نماید و مقررات و آیین‌نامه‌های واحد آموزشی را‌ رعایت کند و دوره کارآموزی را با موفقیت به پایان برساند.

ب) کارگر پس از طی دوره کارآموزی، باید حداقل دو برابر مدت کارآموزی در همان کارگاه به کار اشتغال داشته باشد.

بر اساس تبصره این ماده در صورتی که کارآموز پس از پایان دوره‌ی کارآموزی حاضر به ادامه کار در کارگاه نباشد، کارفرما می‌تواند برای مطالبه و دریافت خسارت ذکر شده در قرارداد ‌دوره کاراموزی به مراجع حل اختلاف مراجعه و درخواست خسارت نماید.

مفاد و محتوای قرارداد کارآموزی چیست؟

قرارداد دوره کاراموزی علاوه بر مشخصات طرفین قرارداد باید دارای مطالب زیر باشد:

‌الف) تعهدات طرفین

ب) سن کارآموز

ج) مزد کارآموز

‌د) محل کارآموزی

ه) حرفه یا شغلی که بر اساس استاندارد، تعلیم داده خواهد شد.

‌و) شرایط فسخ و بر هم زدن قرارداد کارآموزی ‌در صورت لزوم

‌ز) هر نوع شرط دیگری که طرفین در حدود مقررات قانونی ذکر آن را در قرارداد کارآموزی لازم بدانند.

وظایف مراکز کارآموزی چیست؟

بر اساس ماده ۱۱۸ قانون کار، مراکز کارآموزی موظفند برای آموزش کارآموز:

  1. وسایل و تجهیزات کافی را مطابق استانداردهای آموزشی وزارت کار و امور اجتماعی در ‌دسترس کارآموز قرار دهند و به طور منظم و کامل، حرفه مورد نظر را به او بیاموزند.
  2. مراکز دوره کاراموزی باید برای تأمین سلامت و ایمنی کارآموز در ‌محیط کارآموزی امکانات لازم را فراهم نماید.

مشارکت واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی در آموزش کارگران

بر اساس ماده ۱۱۰ قانون کار، واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی به منظور مشارکت در امر آموزش کارگر ماهر و نیمه ماهر مورد نیاز خویش مکلفند نسبت به ‌ایجاد مراکز کارآموزی جوار (نزدیک) کارگاه و یا بین کارگاهی، همکاری‌های لازم را با وزارت کار و امور اجتماعی به عمل آورند.

همچنین بر اساس تبصره ۱ این ماده، وزارت کار و امور اجتماعی، استانداردها و جزوات مربوط به امر آموزش در مراکز دوره کاراموزی جوار کارگاه و بین کارگاهی را تهیه و در مورد تعلیم و تأمین مربیان این مراکز اقدام می‌نماید.

 

0
واخواهیواخواهی

واخواهی به چه معناست؟

واخواهی به چه معناست؟

واخواهی عبارت است از اعتراض یا شکایتی که محکوم‌علیه غایب (خوانده)، نسبت به حکم غیابی انجام می‌دهد.

مرجع صالح به رسیدگی واخواهی

مرجع صالح به رسیدگی، همان دادگاه صادرکننده حکم غیابی می‌باشد.

شرایط صدور حکم غیابی چیست؟

  1. خوانده یا وکیل یا قائم‌مقام یا نماینده وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشند.
  2. به طور کتبی نیز دفاع نکرده باشند.
  3. اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد.

حکم دادگاه نسبت به خواهان همیشه حضوری است و فقط  نسبت به خوانده می‌تواند حکم غیابی صادر نماید.

واخواهی اعتراض نسبت به حکم غیابی است که جزئا یا کلاً علیه خوانده باشد، بنابراین در صورتی که حکم غیابی در قسمتی به سود خواهان و در قسمتی دیگر به سود خوانده صادر شود و نسبت به آن اعتراض شود، درخواست واخوانده مبنی بر فسخ (ابطال) آن بخش از حکم که به زیان او صادر شده است در مرحله‌ی  واخواهی در هیچ صورتی پذیرفته نمی‌شود.

مهلت واخواهی از احکام غیابی

در صورتی که حکم غیابی ابلاغ واقعی یا قانونی شده باشد، مهلت واخواهی و اعتراض برای اشخاص ساکن ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم (ساکن) خارج از کشور دو ماه است که از تاریخ ابلاغ واقعی یا قانونی آغاز می‌شود.

در صورتی که محکوم‌علیه غایب (خوانده) خارج از مهلت دادخواست واخواهی تقدیم نماید، دادگاه قرار رد دادخواست واخواهی را صادر می‌نماید، اما اگر محکوم‌علیه غایب که به سبب عذر موجه نتواست در مهلت تعیین شده واخواهی نماید، می‌تواند پس از مهلت مذکور دادخواست واخواهی خود را تقدیم نماید.

در این صورت دادگاه ابتدا به ادعای او رسیدگی می‌نماید و در صورتی که آن را موجه تشخیص دهد، قرار قبولی دادخواست واخواهی را صادر می‌نماید که در این صورت اجرای حکم، به درخواست محکوم‌علیه متوقف می‌شود.

واخواهی پس از اجرای حکم غیابی

در صورتی که واخواهی پس از اجرای حکم غیابی مطرح و حکم به نفع واخواه صادر شود، خواهان اول ملزم به جبران خسارت ناشی از اجرای حکم غیابی نسبت به واخواه می‌باشد.

مطالبه و درخواست خسارت در این زمینه نیازمند اقامه‌ی دعوا و اثبات ارکان مسئولیت مدنی است. البته در اثبات تقصیر خوانده‌ی این دعوا ارائه حکم صادره از مرحله‌ی واخواهی، که قطعی شمرده شود، کفایت می‌کند.

امکان طرح دعاوی ورود ثالث و جلب (بازداشت) ثالث در مرحله واخواهی

در مرحله‌ی واخواهی تقاضای بازداشت شخص ثالث (سوم) توسط واخواه (محکوم‌علیه حکم غیابی) باید همزمان با دادخواست جلب ثالث به دفتر دادگاه تسلیم شود، اما توسط واخوانده (محکوم‌له حکم غیابی) باید در اولین جلسه رسیدگی به اعتراض واخواهی جهات و دلایل واخوانده اظهار و ظرف سه روز دادخواست جلب و بازداشت ثالث تقدیم دادگاه شود.

 

0
وظایف اداره کل بازرسی وزارت کار و امور اجتماعیوظایف اداره کل بازرسی وزارت کار و امور اجتماعی

وظایف اداره کل بازرسی وزارت کار و امور اجتماعی

وظایف اداره کل بازرسی وزارت کار و امور اجتماعی

بر اساس ماده ۹۶ قانون کار، به منظور اجرای صحیح این قانون و ضوابط و قوانین حفاظت فنی، وظایف اداره کل بازرسی وزارت کار و امور اجتماعی به شرح زیر است:

‌الف) نظارت بر اجرای مقررات ناظر به شرایط کار به ویژه مقررات حمایتی مربوط به کارهای سخت و زیان‌آور و خطرناک، مدت کار، دستمزد، رفاه‌کارگر، اشتغال زنان و کارگران نوجوان

ب) نظارت بر اجرای صحیح مقررات قانون کار و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های مربوط به حفاظت فنی

ج) آموزش مسائل مربوط به حفاظت فنی و راهنمایی کارگران، کارفرمایان و کلیه افرادی که در معرض صدمات، آسیب‌ها و ضایعات (تلفات) ناشی از حوادث و‌ خطرات ناشی از کار قرار دارند.

‌د) بررسی و تحقیق پیرامون اشکالات ناشی از اجرای مقررات حفاظت فنی و تهیه پیشنهاد لازم جهت اصلاح میزان‌ها و دستورالعمل‌های مربوط‌به موارد ذکر شده، مناسب با تحولات و پیشرفت‌های تکنولوژی

ه) رسیدگی به حوادث ناشی از کار در کارگاه‌های مشمول و تجزیه و تحلیل عمومی و آماری این گونه موارد به منظور پیشگیری حوادث

‌بازرسی کارگاه‌ها در زمینه بهداشت کار و درمان کارگران

بر اساس تبصره ۱ ماده ۹۶ قانون کار، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مسئول برنامه‌ریزی، کنترل، ارزشیابی و بازرسی در زمینه بهداشت کار و درمان کارگری بوده و ‌موظف است اقدامات لازم را در این زمینه به عمل آورد.

همچنین بر اساس تبصره ۲ ماده ۹۶ این قانون، بازرسی به صورت مستمر (دائمی)، همراه با تذکر اشکالات و معایب و نواقص (کمبودها) و در صورت لزوم درخواست تعقیب متخلفان در مراجع صالح انجام ‌می‌گیرد.

‌شرط استخدام بازرسان کار چیست؟

  • بر اساس ماده ۹۷ قانون کار، اشتغال در سِمت بازرسی کار مشروط به گذراندن دوره‌های آموزش نظری و علمی در ابتدای استخدام می‌باشد.

آیین‌نامه شرایط استخدام بازرسان کار

بر اساس تبصره ماده ۹۷ قانون کار، آیین‌نامه شرایط استخدام بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار با پیشنهاد مشترک وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت بهداشت، درمان و‌ آموزش پزشکی و سازمان امور اداری و استخدامی به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.

صدور کارت شناسایی بازرسان کار و کارشناسان بهداشت

بر اساس ماده ۱۰۰ قانون کار، کلیه بازرسان کار و کارشناسان بهداشت حرفه‌ای، دارای کارت ویژه حسب مورد با امضای وزیر کار و امور اجتماعی یا وزیر بهداشت ‌درمان و آموزش پزشکی هستند که هنگام بازرسی باید همراه آنها باشد و در صورت درخواست مقامات رسمی یا مسئولین کارگاه ارائه شود.

0
دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیتدادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت

نیابت(وکالت)دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت به دادسراهای عمومی وانقلاب‌اسلامی

نیابت (وکالت) دادسراهای ویژه روحانیت به دادسراهای عمومی و انقلاب اسلامی

بر اساس ماده ۲۹ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت ، به دلیل گستردگی حوزه‌های قضایی دادسراهای ویژه روحانیت، این دادسراها علاوه بر موارد اعطای (دادن) نیابت به دادسراهای ویژه دیگر، در مورد جرائم خارج از محل استقرار و قرارگیری خود، می‌توانند به دادسراهای عمومی و انقلاب اسلامی همان حوزه نیز نیابت و وکالت دهند و دادسراهای عمومی و انقلاب حسب مورد موظف به انجام درخواست‌های فوق می‌باشند.

احاله (واگذاری) پرونده‌های قضایی

بر اساس ماده ۳۰ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، احاله و واگذاری پرونده از حوزه‌ای به حوزه قضایی دیگر در اختیار دادستان منصوب (تعیین شده از سوی رهبر) خواهد بود.

رسیدگی به اتهامات شرکای متهم روحانی، در صلاحیت کدام مرجع است؟

بر اساس ماده ۳۱ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، اتهامات شرکا، معاونین و مرتبطین متهم روحانی در دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت.

مرجع صالح به تعقیب کیفری دارندگان پایه قضایی

بر اساس ماده ۳۲ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، در مورد تعقیب کیفری دارندگان پایه قضایی به جز قضات که لازم است قبلاً توسط دادسرای ویژه درخواست تعلیق شود و دادسرا و دادگاه انتظامی قضات ظرف مدت ۲۰ روز موظف به اظهارنظر می‌باشد و در غیر این صورت یا در موارد اضطراری به تشخیص دادستان منصوب اقدام قضایی خواهد شد و موضوع به اطلاع ریاست قوه قضاییه خواهد رسید.

همچنین بر اساس تبصره این ماده به منظور حفظ شأن و جایگاه قضا و قاضی در صورتی که متهم مایل باشد و کتباً درخواست رسیدگی به پرونده را بنماید دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت می‌تواند بدون انجام تعلیق اقدام به رسیدگی نماید.

رسیدگی به جرائم جزئی

بر اساس ماده ۳۳ آیین‌نامه دادسراها و دادگاه‌های ویژه روحانیت، در جرائم جزئی که تحقیقات مقدماتی آن کامل شده یا نیاز به تحقیقات نباشد، دادستان بلافاصله ادعانامه کیفری خود را در دادگاه مطرح نموده و دادگاه حکم صادر می‌نماید.

 

0
نحوه رسیدگی به دادخواست فرجامینحوه رسیدگی به دادخواست فرجامی

نحوه رسیدگی به دادخواست فرجامی

نحوه رسیدگی به دادخواست فرجامی

در نحوه رسیدگی به دادخواست فرجامی پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور، رئیس دیوان عالی کشور یا یکی از معاونان وی، پرونده را با رعایت نوبت، به یکی از شعبه‌های دیوان ارجاع (واگذار) می‌نماید.

  • شعبه مرجوع‌الیه به نوبت رسیدگی می‌کند، مگر در مواردی که به موجب قانون یا به تشخیص رئیس دیوان عالی کشور، رسیدگی خارج از نوبت ضروری باشد.
  • پس از ارجاع پرونده، نمی‌توان آن را از شعبه مرجوع‌الیه دریافت و به شعبه دیگر ارجاع داد مگر به تجویز قانون
  • رسیدگی در دیوان عالی کشور بدون حضور اصحاب دعوا (خواهان و خوانده) انجام می‌شود، مگر در موردی که شعبه رسیدگی‌کننده دیوان، حضور آنان را ضروری بداند.
  • شعبه رسیدگی‌کننده طبق نظر اکثریت، در تأیید یا نقض رأی (شکستن رأی) فرجام‌خواسته، تصمیم‌گیری می‌نماید.

چنانچه رأی، بر اساس قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن تأیید آن، پرونده را به دادگاه صادرکننده اعاده (منتقل) می‌نماید. در غیر این صورت مطابق مقررات اقدام خواهد شد.

اقدامات پس از نقض رأی (شکستن رأی) دادگاه

پس از نقض رأی دادگاه در دیوان عالی کشور، رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می‌گردد ارجاع می‌شود و دادگاه مرجوع‌الیه مکلف به رسیدگی می‌باشد:

  1. اگر رأی صادره به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات، نقض شده است برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می‌شود. (در صورت نقض رأی به علت نقص تحقیقات، دیوان عالی کشور مکلف است نواقص را به صورت یکجا و مشروح ذکر نماید).
  2. اگر رأی به علت عدم صلاحیت دادگاه، نقض شده باشد، به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع (واگذار) می‌گردد.
  3. در سایر موارد نقض، پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رأی منقوض (رأی شکسته شده) را صادر نموده ارجاع می‌شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می‌گردد.

دیوان عالی کشور اگر رأیی را نقض نماید، پرونده را به دادگاه مورد نظر خود، جهت رسیدگی ارجاع خواهد داد.

رأی فرجامی دیوان عالی کشور نمی‌تواند مورد استفاده غیرطرفین فرجام‌خواهی قرار گیرد، مگر در مواردی که رأی مذکور قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به اشخاص دیگر هم که شامل رأی فرجام‌خواسته نبوده و درخواست فرجام نکرده‌اند تسری (منتقل شدن) خواهد داشت.

 

0

مهلت درخواست تجدیدنظر چقدر است؟

مهلت درخواست تجدیدنظر چقدر است؟

بر اساس ماده ۱۲ قانون تجدیدنظر آرای دادگاه‌ها، مهلت درخواست تجدیدنظر در موارد مذکور در ماده ۹ این قانون، برای اشخاص ساکن ایران ۲۰ روز و برای کسانی که خارج از کشوری می‌باشند، ۲‌ماه از تاریخ ابلاغ رأی می‌باشد.

‌مرجع تقدیم درخواست تجدیدنظر

بر اساس ماده ۱۳ قانون تجدیدنظر آرای دادگاه‌ها، درخواست‌کننده تجدیدنظر باید دادخواست و یا درخواست خود را ظرف مهلت تعیین شده به دفتر دادگاه صادرکننده رأی و یا دفتر بازداشتگاهی که در ‌آن جا بازداشت است، تسلیم نماید.

‌مدیر دفتر دادگاه یا بازداشتگاه باید بلافاصله آن را ثبت و رسیدی حاوی نام درخواست‌کننده و طرف دعوی (خوانده یا خواهان) و تاریخ تسلیم و ذکر شماره ثبت به تقدیم‌کننده ‌بدهد و در روی کلیه برگ‌های دادخواست یا درخواست تجدیدنظر همان تاریخ را ثبت نماید.

این تاریخ، تاریخ تجدید نظرخواهی محسوب می‌شود.

  • ‌دفتر بازداشتگاه مکلف است که پس از ثبت درخواست تجدیدنظر بلافاصله آن را به دادگاه صادرکننده رأی ارسال نماید.

دفتر دادگاه صادرکننده رأی در‌ صورتی که تقاضای تجدیدنظر در مهلت قانونی باشد پس از تکمیل پرونده بلافاصله آن را به مرجع تجدیدنظر ارسال می‌نماید.

  • ‌نکته: دادگاه باید در پایین رأی خود قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن رأی و مرجع تجدیدنظر آن را معین نماید.

درخواست تجدیدنظر در صورت اتمام مهلت تجدیدنظرخواهی

در صورتی که در مهلت تعیین شده دادخواست تجدیدنظر به مراجع مذکور تقدیم نشده باشد، درخواست‌کننده تجدیدنظر با دلیل و بیان عذر خود، تقاضای تجدیدنظر را به دادگاه صادرکننده رأی تقدیم می‌نماید.

دادگاه مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده که موجب عدم تقدیم دادخواست در مهلت تعیین شده است رسیدگی و در صورت عذر موجه نسبت به پذیرش دادخواست تجدیدنظر تصمیم‌گیری نماید.

جهات عذر موجه به شرح زیر می‌باشد:

  • بیماری که مانع حرکت باشد.
  • فوت یکی از والدین (پدر و مادر) یا همسر یا فرزندان
  • حوادث قهریه (حوادث غیرقابل پیش‌بینی مانند سیل، زلزله و آتش‌سوزی) که بر اثر آن تقدیم دادخواست تجدیدنظر در مهلت تعیین شده ممکن نباشد.
  • بازداشت یا حبس بودن به طوری که نتوان در مهلت تعیین شده دادخواست تجدیدنظر را تقدیم کرد.

بر اساس تبصره ۲ ماده ۱۳ قانون تجدیدنظر آرای دادگاه‌ها، هرگاه ثابت شود که به علت قوه قهریه (حوادث غیرقابل پیش‌بینی) امکان استفاده از حق تجدیدنظرخواهی در مهلت‌های تعیین شده نبوده است، ابتدای مهلت از تاریخ رفع ‌قوه قهریه خواهد بود.

۱ ۲ ۳ ۵۱
طراحی سایت و سئو سیبل